السيد محمد صادق الروحاني
20
راه سعادت (فارسى)
و اگر در اين مسير نباشد ، جزء امور مذموم است ، همانگونه كه امام زينالعابدين ( عليه السلام ) در سخن خود بدان اشاره كرده و فرموده است : « عصبيتى كه دارنده آن گناهكار است ، آن است كه كسى بدكاران قوم خويش را برتر از نيكان قوم ديگر بداند يا اينكه قوم خود را در ظلم به ديگران يارى نمايد » . ) « 1 » * منظور از رضايت به قضا و قدر الهى س 3 : رضايت يكى از مسائلى است كه در احاديث اسلامى به آن توجه و تشويق شده است . آيا اين رضايت ، به معناى از بين بردن سرزندگى ، فعاليت ، كارآيى ، اختراع و تحول و به معناى پذيرش شكست و ناكامى به بهانه قضا و قدر الهى ، است ؟ باسمه جلت اسمائه : مراد از راضى بودن در مقابل قضا و قدر الهى ؛ آن است كه انسان بعد از آنكه تمام تلاش خود را براى دستيابى به آنچه دستيافتنى است ، انجام داد ، از نتيجهاى كه به دست مىآورد ، راضى باشد ؛ و منظور اين نيست كه بدون كمترين تلاش در جهت تغيير چيزى ، به آن رضايت دهيم . * منظور از مدارا با مردم و دوستى با آنها س 4 : اگر از كسى متنفر باشم و كينهاش را در دل داشته باشم ، اما خلاف آن را اظهار كنم ، گويى او را دوست دارم و او بهترينِ دوستان من است ،
--> ( 1 ) . الْعَصَبِيَّةُ الَّتِى يَأْثَمُ عَلَيْهَا صَاحِبُهَا ، أَنْ يَرَى الرَّجُلُ شِرَارَ قَوْمِهِ خَيْراً مِنْ خِيَارِ قَوْم آخَرِينَ ، وَ لَيْسَ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُحِبُّ الرَّجُلُ قَوْمَهُ ، وَ لَكِنْ مِنَ الْعَصَبِيَّةِ أَنْ يُعِينَ قَوْمَهُ عَلَى الظُّلْمِ ؛ اصول كافى ، ج 2 ، ص 308 .